جبر و اختیار درس می‌دادم 

جبرییون معتقد بودند انسان از خود اختیار ندارد 

شاهد مثال 

این شعر بود 

من می خورم و خوردن من حق ز ازل می‌دانست 

گر می نخورم 

علم خدا جهل بُوٙد

 

و

من می‌گفتم 

من می نخورم 

نخوردنم

حق ز ازل

می‌دانست 

گر می بخورم

علم خدا جهل بُوٙد

 

البته هر دو گفته ذاتا غلط است 

 

حال گفته می‌شود 

از دل برود 

هر آنکه 

از 

دیده برفت

 

چرا نگوییم

 

در دل بشود 

هر آنکه از 

دیده برفت