بی تو ...
بی تو من با لب تشنه ، لب دریا چه کنم ...
با همه بی رمقی ، این همه راه را چه کنم ...
تو یکی کوه بلندی ، قله ات دور و غریب ...
من که مفلوجم و بی پا ، تا ثریا چه کنم ...
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۶ ساعت 23:23 توسط آقا جون (جویا ) ...
|
به رنگ آبی لاجوردی دریا و آسمان انتظار بی انتها ...