طنز ناک واقعی ...
دوستی چند سال قبل تعریف کرد
بعد از فوت پدرش
ظاهراً در مراسم چهلم
بعد از اتمام مراسم
و
اطعام دهی
موقع خداحافظی
یکی از دوستان پدرش
در حالی که لب و لوچه ی چرب شده از غذا را پاک میکرد
به ایشان گفت
ببخشید احمد آقا
چه خبر از بابا
مدتیه بابا را نمیبینم 
حالا امروز در مسجد اذان با بلند گوش پخش شد
داهل شبستان هم اذان دوم گفته شد
پیشنماز اقامه را گفت
نیت کرد و تکبیرةالاحرام گفت
مامومین در حال نیت کردن
یک نفر که معلوم نبود حواسش کجاست
بلند میگه اذان شد ؟
+ نوشته شده در سه شنبه یکم فروردین ۱۳۹۶ ساعت 12:52 توسط آقا جون (جویا ) ...
|
به رنگ آبی لاجوردی دریا و آسمان انتظار بی انتها ...