قایق خیال خیالت ...
با صدای نم نم باران [گل]
صدایت میکنم [گل]
در نیمه شبی آفتابی [گل]
در سیاهی کوچه های پر نور امید [گل]
صدای قطره های باران [گل]
ترا میخواند [گل]
جاده ی سیاه و نمناک [گل]
مرا میخواند[گل]
گرچه راه دراز و فاصله اندک ولی بسیار [گل]
بشنو آواز عاشقانه ام [گل]
ترانه ای از جنس ع ش ق [گل]
عین ، عین عاشق [گل]
شین ، شین شور و شیدائی [گل]
قاف ، قاف قداست دیدار [گل]
چون زنده ایم به عشق [گل]
دیدارمان لب دریا ، توی قایق [گل]
قایقی از جنس نور و امید [گل]
با پاروهایی از جنس شادی و سرور [گل]
تا انتهای دریای بی انتهای خدا [گل]
باران و شعر و ترانه و غزل [گل]
تا ببندی دو چشمان سیاهت را [گل]
خواب ببینی روشنای روشن خورشید سحر [گل]
صدای پاروی قایق خوابت در امتداد سحر[گل]
آهسته بخواب که صدای پای قایق خیال بیدارت نکند [گل]
چه زیبا گفت و خواند و سرود [گل]
اما ، وقتی خوابی ، خواب چشمانت را می بینم [گل]
بخواب که من از عشق در گوش جانت میخوانم [گل]
تو به عاشقانه هایم ، عاشقانه بیندیش [گل]
ای خواب ، خواب مرا بشنو [گل]
ای خواب ، خواب مرا در آغوش بگیر [گل]
شاید روزی تعبیر شدی ای خواب [گل]
روزی شاید نخل ریشه در خواب کویر [گل]
شانه به شانه ی کویر در خواب خیال خوشکامگی [گل]
گذر نخل در کوچه ی هفت خیال کویر زیر باران [گل]

به رنگ آبی لاجوردی دریا و آسمان انتظار بی انتها ...