عکس قایق خالی منظره غروب دریا boat sunset sky sea

با صدای نم نم باران [گل]

صدایت میکنم [گل]

در نیمه شبی آفتابی [گل]

در سیاهی کوچه های پر نور امید [گل]

صدای قطره های باران [گل]

ترا میخواند [گل]

جاده ی سیاه و‌ نمناک [گل]

مرا میخواند[گل]

گرچه راه دراز و فاصله اندک ولی بسیار [گل]

بشنو آواز عاشقانه ام [گل]

ترانه ای از جنس ع ش ق [گل]

عین ، عین عاشق [گل]

شین ، شین شور و شیدائی [گل]

قاف ، قاف قداست دیدار [گل]

چون زنده ایم به عشق [گل]

دیدارمان لب دریا ، توی قایق [گل]

قایقی از جنس نور و امید [گل]

با پاروهایی از جنس شادی و سرور [گل]

تا انتهای دریای بی انتهای خدا [گل]

باران و شعر و ترانه و غزل [گل]

تا ببندی دو‌ چشمان سیاهت را [گل]

خواب ببینی روشنای روشن خورشید سحر [گل]

صدای پاروی قایق خوابت در امتداد سحر[گل]

آهسته بخواب که صدای پای قایق خیال بیدارت نکند [گل]

چه زیبا گفت و‌ خواند و سرود [گل]

اما ، وقتی خوابی ، خواب چشمانت را می بینم [گل]

بخواب که من از عشق در گوش جانت میخوانم [گل]

تو به عاشقانه هایم ، عاشقانه بیندیش [گل]

ای خواب ، خواب مرا بشنو [گل]

ای خواب ، خواب مرا در آغوش بگیر [گل]

شاید روزی تعبیر شدی ای خواب [گل]

روزی شاید نخل ریشه در خواب کویر [گل]

شانه به شانه ی کویر در خواب خیال خوشکامگی [گل]

گذر نخل در کوچه ی هفت خیال کویر زیر باران [گل]