میخانه ی دل ...
یکی بود و دل را به ویرانه برد ...
به کوی خیالات ِ بیگانه برد ...
به غربت به صحرای بیگانگی ...
چه مستانه با خود به میخانه برد ...
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم دی ۱۴۰۱ ساعت 22:17 توسط آقا جون (جویا ) ...
|
به رنگ آبی لاجوردی دریا و آسمان انتظار بی انتها ...