هر کسی کو دور شد از عصر خویش ...

عاقبت باید بجوید قصر خویش ...

قصر خواب و قصر رؤیا و خیال ...

آرزوهای بزرگ گاهی محال ...

خواب و رؤیا گاه خیال اندر خیال ...

روح سرگردان در آن خواب و خیال ...

هر کسی یارش به بالینش نشست ...

کوزه ی رنگ و لعاب ش را شکست ...

آن کسی یارش چو ناخوش حال شده ...

همچو مرغ زنده پرپر بال شده ...

در کنار یار نشستن آه خوش ست ...

بی دل و دلبر نشستن ناخوش ست...