یادگاری در دل و در دیده ام ...

زخم ایام و زمان را دیده ام ...

گم شدن در خاطرات و در غبار ...

نقش زیبای خیال با آن نگار ...

اشک غم در چشم دل ماتم سرا ...

غربت و غم باز در این عالم عزا ...

لحظه ها چون کُنده و پیر و اسیر ...

کُنده در زنجیر و دل ، خُرد و خمیر...

آسمان ِ دل همی باران ِ خون ...

در فراق و غربت و دشت جنون ...

لاله ها واژگون و خونین پیکرند ...

لاله ها از جنس نوری دیگرند ...

آسمان ابری و تاریک و سیاه ...

آه از این عمری که اینگونه تباه ...

فرصت تکرار نباشد ای دریغ ...

چهره ی خونین خورشید در ستیغ ...

در خیال و خاطر و رؤیای یار ...

دل چو خورشید آتش و رؤیای نار ...

چهره ی زیبای خورشید در خیال ...

رنگ سرخ و ارغوانی در خیال ...