لاله ها ...

یکی لاله گفت زیر گوش لاله را ...
نگاه کن به دل نقش آلاله را ...
ببین زیر باران که این لاله ها ...
چو لیلی و مجنون و آلاله ها ...
یکی نقش باران یکی نقش باد ...
یکی زیر باران یکی ذکر ِ یاد ...
سر و دوش گذارند در آغوش هم ...
بر ابرها سواران و دستها بر دوش هم ...
بهاران شود فصل این لاله ها ...
ز پاییز شنو آه و این ناله ها ...
گذار دست در آغوش یار در غبار ...
همان یار نیکو خصال خوش عذار...
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم آبان ۱۴۰۱ ساعت 0:50 توسط آقا جون (جویا ) ...
|
به رنگ آبی لاجوردی دریا و آسمان انتظار بی انتها ...