جامعه ی لجن ...
بالا بروید ...پایین بیایید ...
اصلا قرآن را بر سر جامعه ای پهن کنید ...
نادان که در آن جامعه ، در یک سو گرسنه ی بیچاره ای ...
از سرما لرزان ، وجود دارد ...
از سوی دیگر متنعمان برخوردار از همه چیز ...
وجود دارند ...
این جامعه لجن است ...
تمام چهره اش را هم با قرآن بپوشانید ...
باز لجن است ...
پ ن :
حالا این حرف را بنده از خود گفته بودم ...واویلا ...
مهر کفر و ارتداد و ضدیت با نظام و دین و خدا و پیامبر و ولایت و ...خورده بودم ...
این جمله ی گهر بار را ، دکتر شهید بهشتی ...بیان کرده ...
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۴۰۱ ساعت 1:6 توسط آقا جون (جویا ) ...
|
به رنگ آبی لاجوردی دریا و آسمان انتظار بی انتها ...