نذر شراب...

نذر کردم که به چشمان تو من مست گردم ...
تا به پیمانه ی لبهای تو هم دست گردم ...
نذر دارم که از جام شراب ِ نگهت...
نیست شوم از خود و در قامت تو هست گردم ...
نذر کردم که هر ساله شوم حاجی چشم سیه ات ...
به طواف با دل و دستهای تو هم دست گردم ...
نذر دارم که به شکرانه ی آن جام شراب ...
به نماز باشم و تا وقت سحر ، مست گردم ...
نذر کردم که به لبهای تو در ذکر و ثنا ...
همچو بلبل به چمن ، واله و سرمست گردم ...
نذر دارم که به هنگامه ی مستی ز لبت...
معتکف باشم و دیوانه ی شور مست گردم ...
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم شهریور ۱۴۰۱ ساعت 2:25 توسط آقا جون (جویا ) ...
|
به رنگ آبی لاجوردی دریا و آسمان انتظار بی انتها ...