شب بارانی ...

شب بارانی ات را آرزو دارم ...
به زیر لب چنین پنهانی با تو گفتگو دارم ...
من از انگور چشمانت شراب تازه میسازم ...
در این مستی ببین یارا که من هم رنگ و بو دارم ...
شراب ناب چشمانت سبوی دل چه لبریز ست ...
ز جام چشم مستانت چه جامی رو برو دارم ...
ز می تر کن لب و سازی نواز ای مطرب مسرور ...
ز لبهای تر ساقی ، ترنم جستجو دارم ...
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم شهریور ۱۴۰۱ ساعت 13:21 توسط آقا جون (جویا ) ...
|
به رنگ آبی لاجوردی دریا و آسمان انتظار بی انتها ...