بهت شب ...
ستاره در افق مأوا گرفته ...
میانش ماه و اختر جا گرفته ...
ببین شب خفته دنیا خواب و بیدار ...
زمین از ما ببین جان را گرفته ...
زمان ساکت ، خموش و همچو مرداب ...
ز باغ آواز بلبل را گرفته ...
ز دل آواز ناله ، تا سحرگاه ...
به نیمه شب به دل ، غم پا گرفته ...
کویر در بهت شب ، با ناله ی دل ...
ز نخل باده و سودا را گرفته ...
بیا بنشین که نالیم تا سحرگاه ...
که غم هم آسمان ها را گرفته ...
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم شهریور ۱۴۰۱ ساعت 3:3 توسط آقا جون (جویا ) ...
|
به رنگ آبی لاجوردی دریا و آسمان انتظار بی انتها ...