سفر ...

مرا میل سفر بادا که یار هم در سفر بادا ...
ز دشت و جنگل و صحرا ، چنین میل سفر بادا ...
اگر یار در سفر بادا ، خدا همراه دل بادا ...
کویر و ماه و خورشید را ، خطرها بر حذر بادا ...
چه ایامی گذشت آسان ، ولی مشکل ز مشکل ها ...
کویر و ساحل و دریا ، چو یادی در نظر بادا ...
گذر از کوی بی نامان ، چنین بی سر چه بی سامان ...
سفر از ما و من تا او ، سفر ها بی خطر بادا ...
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم شهریور ۱۴۰۱ ساعت 11:57 توسط آقا جون (جویا ) ...
|
به رنگ آبی لاجوردی دریا و آسمان انتظار بی انتها ...