سکوت سجده ...
مهر و ماه و فلک و انجم و باد ...
یاد دل را ز دل و دیده چنین داده به باد...
خرمن هستی ِ دل در هوسی بیهوده ...
سوخته و دل شده باز بر هوسی آلوده ...
به هوای قدم مهر رخش تا هر شب ...
بزند دیده قدم در قدمت در هر شب ...
بلبل خوشسخن اما به سکوت آواز داد ...
همه فریاد و سکوت سجده بر این آغاز باد ...
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم تیر ۱۴۰۱ ساعت 3:10 توسط آقا جون (جویا ) ...
|
به رنگ آبی لاجوردی دریا و آسمان انتظار بی انتها ...