شوق جستنت...
خسته کردی ، خسته ی دل خسته را ...
مرغ بی جان ، مرغک پر بسته را ...
هر چه با دل ، دل مدارا میکند ...
دل ببیند شوق آن مرغ ، زین قفس ها جسته را ...
با خودت خوش باش و خوش باش لحظه را ...
خوش سخن باش با رفیقان ، مزه را ...
در دل و دیده چه جویم زین سخن ...
زین سخن های مکرر ، آفت بد مزه را ...
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم تیر ۱۴۰۱ ساعت 1:59 توسط آقا جون (جویا ) ...
|
به رنگ آبی لاجوردی دریا و آسمان انتظار بی انتها ...