گذر از کوچه‌های خاطرات دلتنگی ...

درون خاطرات و کوچه ی سنگی ...

به شعر و دفتر و خاطرات آن روزها ...

غزل غزل ترانه های بی رنگی ...

دوباره شور و دوباره صد غوغا ...

نشسته ام به باغ ِ خیال و دفتر رنگی ...

چو ماه و مهتاب در ، میان شالیزار ‌...

ببین گذر کرد عمر ، چو ساعت زنگی ...

به خاطر و رؤیا ، به خاطراتی خوش ...

چه دل خوش ست این دل ، به مستی و منگی ...