دیوونه ام آری ...
دلم شادست مرا دیوونه نامیدند و رفتند ...
خوشست دیوونگان ، باشند و هستند ...
دلم شاد از همه دیوونه بازی های مجنون ...
برای دیدنم دیوونه خونه ها رو گشتند ...
از این دیوانگی ها اینچنین دیوونه تر گشتم ...
چو نخلی در کویر آواره و من تشنه تر گشتم ...
عجیب بازی ِ روز و روزگاری داره دنیا ...
از این بازی ِ روزگار چنین دیوونه تر گشتم ...
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم خرداد ۱۴۰۱ ساعت 10:21 توسط آقا جون (جویا ) ...
|
به رنگ آبی لاجوردی دریا و آسمان انتظار بی انتها ...