آدم بزرگا رسم عجیبی دارن ...

گاهی با یک حرف ...

یک رفتار ...

یک کاری ...

سردت میکنن ...

دهنتو میبندن ...

زبونت که بند اومد ...

یخ که شدی ...

روح مرده که شدی ...

حسابی که نابودت کردن ...

میگن کم حرف شدی ...

کم پیدایی ...

چیه ...؟

چته ...؟

پ ن ...

گاهی هم آدم بزرگا کاری نمیکنن و حرفی نمیزنن و همین کاری نکردن وقتی که باید کاری میکردن و حرفی نزدن درست وقتی که باید و میشد حرفی بزنن و نزدن ، نابودت می‌کنه ...

شاید اینجور باید ترجمه کرد ...

گاهی حرفی باید زده بشه ، زده نمیشه ...

گاهی کاری باید بشه ، انجام نمیشه ...

و

گاهی حرفی که نباید گفته بشه ، گفته میشه ...

گاهی هم کاری نباید بشه ، انجام میشه ...