کوچه ی دلتنگی ...
گفت بهانه ای کمی ...
بهانه خواهمت کمی ...
بهانه ای که رو کنم ...
ز رو و پشت و رو کنم ...
گفت برو بهانه شو ...
گم بشو نهانه شو ...
گفت که گلستانه منم ...
عازم مستانه منم ...
گفت که کلام خار تو ...
خاطره های تار تو ...
گفت برو فقط برو ...
زین دل و از نظر برو ...
پرسه نزن به کوچه ام ...
دادی مرا بهانه ام ...
گفت ز نشان و از نشان ...
دور بشو تو چو کهکشان ...
از تو چه جستجو کنم ...
گفته چه گفتگو کنم ...
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۴۰۱ ساعت 11:53 توسط آقا جون (جویا ) ...
|
به رنگ آبی لاجوردی دریا و آسمان انتظار بی انتها ...