دشت لاله ها ...
آمدی رفتی ولیکن بی خبر ...
بر دل و جانم نکردی یک نظر ...
آمدی رفتی و چون بیگانگان ...
بی خبر بی گفتگویی در نهان ...
آمدی رفتی به دشت لاله ها ...
هیچ نکردی یاد ز آه و ناله ها ...
آمدی رفتی و دل بی دل کنون ...
گشته دل دریا ولی دریای خون ...
آمدی رفتی و دادی این خبر ...
این و آن دیدند و شادان زین خبر ...
آمدی رفتی گلستان گشته باغ ...
بر دل و پیشانی ما خورده داغ ...
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۴۰۱ ساعت 1:53 توسط آقا جون (جویا ) ...
|
به رنگ آبی لاجوردی دریا و آسمان انتظار بی انتها ...