کوچه ی خیال ...

هیچ میدانی که شب یعنی سکوت ...
صد هزار فریاد اما در سکوت ...
ناله و فریاد و افغان در غبار ...
هیچ نمیدانیم ز عشق جز این شعار ...
میشویم دلتنگ و قلبی تنگ تنگ ...
وقت دیدار در کنار ، بیهوده جنگ ...
یاد دارم در سکوت ِ نیزه زار ...
بر لب ساحل کنار ِ لاله زار ...
دوش به دوش همراه دریا در کنار ...
گوش به گوش دادیم و حالی برقرار ...
یاد دارم کوچه های پر خیال ...
ماه و خورشید و هزار فکر و خیال ...
در سکوت ِ نیمه شب در زیر باران در رهی ...
در خیال ِ پنجره باد و سکوت و همرهی ...
در دل تنگم ببین آتشفشانی از سراب ...
جرعه ای بر من بنوش از آن شراب ناب ناب ...
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم دی ۱۴۰۰ ساعت 1:11 توسط آقا جون (جویا ) ...
|
به رنگ آبی لاجوردی دریا و آسمان انتظار بی انتها ...