https://s20.picofile.com/file/8443682492/IMG_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B1%DB%B1%DB%B1%DB%B2_%DB%B0%DB%B3%DB%B1%DB%B9%DB%B3%DB%B7.jpg

شب دیجور و دل هم گشته خسته ...

نگاهی بر نگاهی خیره گشته ...

دل بی درد دلداران در این شب ...

چرا بی خواب شده چشمی که بسته ...

سیاهی شب و سکوت ، چه مبتلا به ماجرا ...

هزار و یک گمان و دل اسیر و گشته مبتلا ...

به غربت شب سیاه به قامت حزین شب ...

به دفتر و کتاب شعر ، غزل نمیکنم تباه ...

بگفتا دل اسیر ساز و کار ست ...

سبکبار و پر از اسرار و بار ست ...

شب مهتاب و باران ، کوچه خالی ...

فرستاده پیامی شعله دار ست ...