شنیدن کی بود مانند دیدن ...
میشود دید و شنید و هیچ ندید ...
دیدنی را دید ولی چیزی ندید ...
گاه شنیدن نیست همانی دیده ای ...
یا همانی دیده ای آن دیده ای ...
گاه خیالی و گمان و حدس و ظن ...
میشود راهزن برای مرد و زن ...
میشود گفت و شنید و پاک پاک ...
هر خیالی را سپرد روزی به خاک ...
ای بشر یکسر تو چون اندیشه ای ...
مابقی چون برگ و ساق و ریشه ای ...
گفتگو چون شمس و خورشید در خیال ...
میکند روشن جهان را در جمال ...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آذر ۱۴۰۰ ساعت 0:51 توسط آقا جون (جویا ) ...
|
به رنگ آبی لاجوردی دریا و آسمان انتظار بی انتها ...