صبحگاهی ...

خداوندا دلم دادم به دستت ...
ز جرعه های می من مست مستت ...
به قطره های باران طلایی ...
نسیم هر سحر لطف الهی ...
سزاواری سزاوار ستودن ...
کرامت از تو هست و یافته بودن ...
دل هر بود و نیست از توست مُنَوَّر ...
به جان دادن به جانان تو مصور ...
دل پر غصه با روز میکنی پاک ...
طلوع روز روشن روح افلاک ...
به ماه و مهر و خورشید جاودان کن ...
فروزان و دل افروز در جهان کن ...
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آذر ۱۴۰۰ ساعت 8:36 توسط آقا جون (جویا ) ...
|
به رنگ آبی لاجوردی دریا و آسمان انتظار بی انتها ...