دلی دارم خیالی از خیالی ...

ز بغض و کینه ها هم گشته خالی ...

ز های و هوی دنیا بی نصیبی ...

رها و بی نصیب و بی کلامی ...

به جان و دل نشسته بوی دلدار ...

جمال روی دلدار گشته یاری ...

چو برگ گل بیاد بلبل مست ...

به باران و بیابان دشت خالی ...

به تقدیر و به تقریر گشته تسلیم ...

به هر راهی که دادار برده راهی ...

نگاهم روز و شب بر آسمانی ...

ز خاک باید به افلاک گشته راهی ...

ز مهر ماهرویان زیر باران ...

فراموشی مباد ذکر و کلامی ...

دل خویش می‌سپاریم دست تقدیر ...

که تقریری کند از جنس عالی ...