خدایا ...

خدایا خود که میدانی ...
تو نانوشته ها خوانی ...
همان دانی هم این دانی ...
هر آن ناگفته را دانی ...
تو میدانی چه میدانی ...
کلام ناگفته میدانی ...
بگویم تو چه میدانی ...
کتاب نانوشته میخوانی ...
درون سینه ی صحرا ...
چو نم نم آب بارانی ...
به دشت و هم به گندمزار ...
هم آغازی و پنهانی ...
به اسرار دل لیلی ...
تو هم پیدا و پنهانی ...
به وقت خواب و بیداری ...
تو بیدار و جهان بانی ...
خداوندا رسان بر او ...
نشاط دل و شادمانی ...
به اندوه دل یاران ...
مدد کن تا به شادکامی ...
به باغ و شعر و منزلگاه ...
ردیف و وزن و میزانی ...
به عهد و گفته و پیمان ...
تو خود همواره پیمانی ...
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم آذر ۱۴۰۰ ساعت 5:57 توسط آقا جون (جویا ) ...
|
به رنگ آبی لاجوردی دریا و آسمان انتظار بی انتها ...