گوش می دار با تو میگویم سخن ...

قصه ها از روزگاران قدیم و از کهن ...

روزگاری بود و روزهای قشنگ ...

روز و شب زیباتر از دشت و دمن ...

گوش می دار تا که گویم حرف دل ...

روزگاری داشته بودیم آب و گل ...

روز و شب ها گفتگو از هر دری ...

مست می بودیم و انگور بود و مِل ...

گوش می دار با تو گویم گفتگو ...

روزگاری در خیالستان نشستیم روبرو ...

خیره گشتیم تا نهایت کوه نور ...

سینه را با اشک مژگان داده بودیم شستشو ...

گوش می دار تا که گویم حرف ناب ...

حرف ناب همچون شراب ناب ناب ...

گوش دل وا کن شنو گفتار من ...

با تو گویم چند غزل چندین کتاب ...

گوش می دار با تو دارم رازها ...

یاد من یاد تو آن پرواز ها ...

در بلندای درختان در غروب ...

مرغ دل در زیر لب آوازها ...

گوش می دار اندکی شعر و غزل ...

در کتاب بنگاشته بودند از ازل ...

ساقی و ساغر به مستی در خروش ...

جام می دادند به دل روز ازل ...

گوش می دار گفتگویی در نهان ...

راز دل با تو بگویم این زمان ...

یاد باید روزگاری دور از این ...

زیر باران زین کران تا آن کران ...