ز خلوت ناب و شکوه دلتنگی ...

به دل هزار خون و حدیث تنهایی ...

شراب ناب یاد ، ز دوری اش بیداد ...

به صبح و هر روزی ، کنیم ز یادش یاد ...

شراب یاد یار ، به ساقی و ساغر ...

به صبح و ظهر و شام ، اگر کنی باور ...

حدیث دلداران ، به خلوت اغیار ...

شکستن این دل ، که داورش داور ...

ز خلوت یاران ، به خلوت دیدار ...

به نیمه های شب ، ز خواب چرا بیدار ...

رقیب چرا باید ، به گرد شمع و گل ...

قرار یقین این بود ، حریم و یک دیوار ...