چرا ...
آمدم دیدم ولی باور چرا ...
گفتگوی دل و آن دلبر چرا ...
آمدم دیدم که دلبر خانه بود ...
آتش و قوری و سماور چرا ...
آمدم دیدم که دلبر ناله داشت ...
بر دلش عطر گل آلاله داشت ...
آمدم دیدم که دلبر چون بهار ...
روی ماه و بوی عطر لاله داشت ...
+ نوشته شده در سه شنبه دوم آذر ۱۴۰۰ ساعت 11:23 توسط آقا جون (جویا ) ...
|
به رنگ آبی لاجوردی دریا و آسمان انتظار بی انتها ...