همیشه تصورمان از فرشته ، موجودی آسمانی و نامرئی با بالهای پهن و سفید و چهره ای نورانی و ... بوده ...

برنامه ای در تلویزیون اونور آب میبینم تحت عنوان « کار را به ما بسپارید » 

این برنامه فیلم سینمایی و سریال و... نیست ...

یک برنامه ی مستند و واقعی ...

یک گروه آدمهای خَیِّر داوطلبانه در کل انگلستان در هر شهر و هر محله ، دنبال آدمهای مستضعف و فقیر و بی خانمان میگردند و بدون هیچ چشم داشت و بدون هیچ کمک از سوی دولت و ... داوطلبانه از صفر تا صد خانه را می‌سازند ...

به اینصورت که یکی آجر میده یکی آهن ، یکی سیمان و ... خیلی ها هم کارهای کارگری را انجام میدن ...

جمعیتی گاه بالای صد نفر رو می‌بینید که کارها را بدست گرفتند و در زمان بسیار کوتاهی خانه را به پایان می رسانند ...

در یکی از برنامه ها ، یک کلیسای متروکه را بازسازی کردند و تبدیل به شش واحد مسکونی کردند و به شش زوج جوان که تازه ازدواج کرده بودند دادند ...

امروز چند خانه را ساختند و به چند نفر معلول تحویل دادند ...

جالب اینکه وقتی کار تمام میشه و این فرشته ها جمع میشن جلوی خانه و اون کسی که اینجوری صاحب خانه شده ، شروع می‌کنه به حرف زدن و اظهار شادی و شادمانی و ابراز احساسات ، این فرشته ها که اینگونه صادقانه و خالصانه دست به چنین اقدام بزرگ و ارزشمند انسانی زدند ، اشک می‌ریزند و ...

یاد جمله ای از سید جمال اسد آبادی افتادم که گفت ...

در غرب اسلام دیدم و در شرق مسلمان ...

راستی اگر بهشت واقعی باشه ...

اینها میرن جهنم چون مسلمان نیستند و حاکمان و مسئولین جانی و مختلس و دزد و ظالم و بی لیاقت و ... همه از دم اهل نجات و فلاح و رستگاری و بهشت هستند ، چون اسمشان مسلمان هست ؟!

یاد جمله ای از شهید مطهری افتادم که گفت ...

شیعه قالتاق ترین افراد روی زمین هستند ...هر جرم و جنایتی میکنند و مدعی هستند اهل بهشت هستند چون اسمشون شیعه هست ... گویی مشکل اسم و عنوان هست ...