گفتمش ، گفتا ...

گفتمش ، گفتا نشاید این شدن ...
گفتمش ، شاید ولی باید شدن ...
گفتمش ، گفتا توانستن نشد ...
گفتمش ، اما ولی خواستن چه شد ...
گفتمش ، گفتا کلامی در کلام ...
گفتمش ، هر لحظه می شاید سلام ...
گفتمش ، گفتا که شاید کائنات ...
گفتمش ، در ذات ما هست کائنات ...
گفتمش ، گفتا نمیدانم چه شد ...
گفتمش ، گفتار ما دیپاچه شد ...
گفتمش ، گفتا که ماه رفت پشت ابر ...
گفتمش ، خورشید و ماه و کوه صبر ...
گفتمش ، گفتا که شاید حادثه ...
گفتمش ، ما خود دلیل حادثه ...
گفتمش ، گفتا که قادر چیده است ...
گفتمش ، خود کاشته را خود چیده است ...
گفتمش ، گفتا که آن قادر خودش ...
گفتمش ، پازل نباشد مشکلش ...
گفتمش ، گفتا که تقدیر ، سرنوشت ...
گفتمش ، تقریر نباشد سرنوشت ...
گفتمش ، گفتا که آن دست غریب ...
گفتمش ، تقدیر و تقریر و قریب ...
گفتمش ، گفتا که در این همهمه ...
گفتمش ، گفتار نیکو مرهمه ...
گفتمش ، گفتا چنین گفتا چنان ...
گفتمش ما خود همینیم و هم آن ...
به رنگ آبی لاجوردی دریا و آسمان انتظار بی انتها ...