گفتمش گفتا ...
گفتمش ، گفتا که تقدیر ست چنین ...
گفتمش اما تقریرش چه شد ...
گفتمش ، گفتا نشاید این شدن ...
گفتمش ، شاید ولی باید شدن ...
گفتمش ، گفتا توانستن نشد ...
گفتمش ، اما ولی خواستن چه شد ...
گفتمش ، گفتا کلامی در کلام ...
گفتمش ، هر لحظه میباید سلام ...
گفتمش ، گفتا که شاید کائنات ...
گفتمش ، در ذات ما هست کائنات ...
گفتمش ، گفتا نمیدانم چه شد ...
گفتمش ، گفتار ما دیباچه شد ...
گفتمش ، گفتا که ماه رفت پشت ابر ...
گفتمش ، خورشید و ماه و کوه صبر ...
گفتمش ، گفتا که شاید روز وصل ...
گفتمش ، رویای شیرین اصل اصل ...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم آبان ۱۴۰۰ ساعت 19:43 توسط آقا جون (جویا ) ...
|
به رنگ آبی لاجوردی دریا و آسمان انتظار بی انتها ...