ماه تابان ...

شب هست و سکوت هست و ناگفته ها ...
یکی مانده با ماه و دردانه ها ...
شب هست و دل و تنگی از این جهان ...
ببین اشک و لبخند و پروانهها ...
بتاب ماه تابان به چشمان دل ...
بتاب تا که روشن شود چشم دل ...
به دیدار ماه بیقراری تسلی شود ...
دو ابرو کمانش مصلی شود ...
دمی نرم و آرام و آهسته تر ...
دو چشمان خورشید مباد خیس و تر ...
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم آبان ۱۴۰۰ ساعت 23:49 توسط آقا جون (جویا ) ...
|
به رنگ آبی لاجوردی دریا و آسمان انتظار بی انتها ...