https://s20.picofile.com/file/8443682492/IMG_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B1%DB%B1%DB%B1%DB%B2_%DB%B0%DB%B3%DB%B1%DB%B9%DB%B3%DB%B7.jpg

گفتم از عشق گفتم از دلدادگی ...

گفتم از پاکی و از فرزانگی ...

گفتم و گفتم کسی باور نکرد ...

دل ولی دوری از آن داور نکرد ...

گفتم از آن کوچه ی پر خاطره ...

کوچه ی پاییزی و خوش منظره ...

گفتم از خواب و خیال و اطلسی ...

کوچه ی پاییزی و دلواپسی ...

گفتم از حرف دل و حرف درون ...

آتشی از دل فروزان شد برون ...

گفتم و گفتم خیال و لام آن ...

من نشستم یک شبی در لام آن ...

در میان لام نشستم دیدمش ...

رؤیت ماه نیمه شب را دیدمش ...

دیدمش اما هوا باران و ابر ...

من میان سیل باران کرده صبر ...

گفتم از خورشید و ماه و کوچه ها ...

دیدمش خورشید و ماه در کوچه ها ...