ماه و کهکشان ها ...

شنیدستم شبی در کهکشانها ...
نشستی بی نشان با بی نشان ها ...
چو ماه بودی چو اختر چون ستاره ...
چو خورشیدی درخشان در کران ها ...
شبی دیگر بدیدم در خرابات ...
تو بودی و مه و ماه و اشارات ...
به باده مست و ساغر در میانه ...
سرودی چند غزل را در خیالات ...
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم آبان ۱۴۰۰ ساعت 23:1 توسط آقا جون (جویا ) ...
|
به رنگ آبی لاجوردی دریا و آسمان انتظار بی انتها ...