لبخند بزن و بخند ...
لبخند بزن و بخند بر بی کسی ...
بر لحظه های شور ِ دلواپسی ...
بخند بر دلتنگی ها ...
لبخند بزن بر خنده ها و خاطرات و رویاها ...
بخند بر لحظات با هم بودن ...
قهقهه بزن بر روزگار سیاه ...
بگذار بی من و ما و خاطرات ، بگذرد زندگی ...
زندگی را زندگی کن بی قدم زدن در ساحل تنهایی ...
نخل ها ایستاده می میرند ...
روزگار موی نخل را سفید و قامتش را خمیده ...
ولی نخل ایستاده می میرد ...
لبخند بزن بر نخل مرده ی ایستاده در انتهای کویر بی کسی ...
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم آبان ۱۴۰۰ ساعت 23:52 توسط آقا جون (جویا ) ...
|
به رنگ آبی لاجوردی دریا و آسمان انتظار بی انتها ...