آیات غزل ...
الهی به ذکرت به میخانه ها ...
دلی پر ز مهرت به بتخانه ها ...
به عشقت سر از پا شناسیم چرا ...
من و ساقی گر مست ز پیمانه ها ...
شب و روز بیادت بنوشم شراب ...
شرابی طهور و اصیل ، ناب ناب ...
به آیات نازل به شعر و غزل ...
به شوقش که شاید ببینم بخواب ...
خدایا تو را دیدمت کی به کی ...
من و ساقی در میکده مست می ...
تو در عرش خود گرم دیدار یار ...
من و یار به آواز و تنبور و نی ...
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم آبان ۱۴۰۰ ساعت 2:26 توسط آقا جون (جویا ) ...
|
به رنگ آبی لاجوردی دریا و آسمان انتظار بی انتها ...