آواز قو ...
شب هست و سکوت هست و پروانه ها ...
دو لیلی دو مجنون به ویرانه ها ...
دلی در سکوت و دلی پر ز درد ...
به مستی بباید به میخانه ها ...
شب و مستی و آواز قو ...
دو همدل به دیدار و در گفتگو ...
به دریا و ساحل به میخانه ها ...
نشینند به کشتی و در روبرو ...
خدا را به اشک دل لاله ها ...
شقایق به صحرا و آلاله ها ...
به لیلی و مجنون و آواز دل ...
به هجران و درد و همه ناله ها ...
شب و ماه و خورشید و باران و ابر ...
دلی در فغان و به سر رفته صبر ...
چو یعقوب و ایوب و یوسف به چاه ...
نه گرگی درید و پلنگ و نه ببر ...
به شبهای باران همه اشک و آه ...
پریشان و مضطر چو گم کرده راه ...
دل تنگ و سینه پر از اشتیاق ...
نه خورشید عیان و نه تابان ِ ماه ...
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم آبان ۱۴۰۰ ساعت 0:12 توسط آقا جون (جویا ) ...
|
به رنگ آبی لاجوردی دریا و آسمان انتظار بی انتها ...