هیچ آیا تو آتش دیده ای ...
آتشی را هیچ بی دود دیده ای ...
آتشی بر خرمنی بی دود اگر ...
قلب و روح و جسم عاشق بود مگر ...
آتشی بر جان و بر دامن نشست ...
اخگری بود قلب عاشق را شکست ...
عاشقان بی خانمان و در سکوت ...
غرق فریاد و خروشند در سکوت ...
عاشقی لیلی و مجنون نیست فقط ...
نقش شیرین نقش فرهاد نیست فقط ...
عاشقان در آسمان بی کسی ...
چشم براه هستند رسد فریاد رسی ...
عاشقی کردی اگر دردش مَبین ...
قطره قطره اشک ِ ماتم از جبین ...
عاشقی کردی ز سر دادن مترس ...
همچو ابراهیم ز آن آتش مترس ...
گر مرد رهی مکن دگر ناله و آه ...
از چاله برون فتاده افتاده به چاه ...
از چاه مترس و ره ِ افسانه مرو ...
از پیله برون آ ، ره پروانه برو ...
پروانه صفت در دل آتش بنواز ...
آوای دل و به شعله کن رقص آغاز ...