چه شد ...

نم نم باران چه شد ، آن گل و گلدان چه شد ...
بر لب دریای دل ، آن لب خندان چه شد ...
شر شر باران چه شد ، ابر بهاران چه شد ...
در دل صحرای دل ، شادی یاران چه شد ...
آن همه آواز چه شد ، معنی آغاز چه شد ...
شعر و غزل های دل ، همره پرواز چه شد ...
در نگه ناز او ، بنده نواز را چه شد ...
دیر زمانی ست دگر ، نامه ی باران چه شد ...
آن مه و خورشید کجاست ، شعله ی ناهید کجاست ...
صاحب شعر و غزل ، مظهر امید کجاست ...
هم سخن از شعر دل ، شاعر تردید کجاست ...
در دل کویر اگر ، آن مه تابان چه شد ...
ناله ی جانسوز ببین ، هر شب و هر روز ببین ...
در دل تاریک دل ، شمع شب افروز ببین ...
میکده ی دل شدی ، ساقی دلسوز ببین ...
ساحل دریای دل ، خسرو خوبان چه شد ...
حرف دل افزا شنو ، شعر دل افزا شنو ...
هم قدم ار با بهار ، بوی دل افزا شنو ...
ساغر و پیمانه را ، جام دل افزا شنو ...
در بلم آن روز و مه ، موج خروشان چه شد ...
خسرو خوبان چه شد ، آن مه تابان چه شد ...
سیم و زر و گنج دل ، شعر فراوان چه شد ...
هر قدم اندر قدم ، ابری و باران چه شد ...
آهوی مستان چه شد ، کبک خرامان چه شد ...
به رنگ آبی لاجوردی دریا و آسمان انتظار بی انتها ...