عکس ماه ...

من خدا را در نگاهت دیدمش ...
در میان دفتر و شعر و کتابت دیدمش ...
دفتر شعر و غزل همچون کتاب مولوی ...
عکس ماه را هم به خواب ، اندر خیالت دیدمش ...
گاه به خواب ، گاهی به بیداری خدا را دیدمش ...
وقت بیداری خدا را من به خوابت دیدمش ...
رفته بودم در کویر ، در دشت ناب عاشقی ...
سجده کردم نام او را در شرابت دیدمش ...
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم مهر ۱۴۰۰ ساعت 20:55 توسط آقا جون (جویا ) ...
|
به رنگ آبی لاجوردی دریا و آسمان انتظار بی انتها ...