دو ماه در آسمان ...

در پست قبل گفتم مشکل خواب فراموشی دارم و معمولا از هر ۱۰۰ خواب ،شاید یکی دو خواب ، بیادم میمونه ...
شاید هفته ی قبل در خواب دیدم که آسمان صاف صافه ، ولی نه آبی ...
یک رنگ تیره ی جذاب و شاد ...
نگاه کردم در سمت چپ آسمان ، بالای سرم ، یک ماه زیبا ، خیلی زیبا ...
سمت راست آسمان ، یک ماه دیگر ، دقیقا عین همین ماه ... به زیبایی ماه سمت چپ ...
منتها نه برنگ ماه آسمان ، مثلا ماه شب چهارده ، روشن و سفید و نورانی ...
بلکه دوماه عین هم ، منتها هر دو چیزی در حد رنگ آبی خوش رنگ فیروزه ای ...
چیزی شبیه منظره ی زمین از آسمان ...
لحظه ای به ماه سمت چپ نگاه کردم ...
بعد به ماه سمت راست خیره شدم ...
توی خواب با خودم گفتم یعنی ماه سمت راست انعکاس ماه سمت چپ هست ؟
دقت کردم و دیدم نه ، انعکاس نیست ...
ماه واقعیه ...
دوباره به ماه سمت چپ نگاه کردم ...
چه با شکوه ...
چه چشم نواز ...
دوباره به ماه سمت راست نگاه کردم ...
چه زیبا ...
چقدر دوست داشتنی ...
کم کم همینجور که به ماه سمت راست نگاه میکردم ، شروع به محو شدن از پهنه ی آسمان شد ...
آسمان همچنان زیبا بود ولی ماه سمت راست نبود ...
جالب اینکه بعد از محو شدن ماه سمت راست ، ماه سمت چپ بود ولی گویی هیچ شکوه و جلال و زیبایی نداشت ...
آسمان هم دیگر شاد نبود ...
به رنگ آبی لاجوردی دریا و آسمان انتظار بی انتها ...