حسرت پاییز ...
ای دل و ای جان من ، ای حضرت یار ...
در حسرت تو ، تا که شود لحظه ی دیدار ...
در حسرت پاییز به پاییز و بهار دل بستم ...
بر جرعه ای از جام شراب ِ نگاه تو من مستم ...
+ نوشته شده در جمعه دوم مهر ۱۴۰۰ ساعت 2:27 توسط آقا جون (جویا ) ...
|
به رنگ آبی لاجوردی دریا و آسمان انتظار بی انتها ...