۶۰ سال پیش چنین شبی ، مادر خدا بیامرزم دچار درد زایمان شد و فردا که روز عید قربان بود  مصادف شد با ۴ خرداد سال ۱۳۴۰ و صبح علی الطلوع همزمان با بریدن گردن گوسفند بیچاره بود یا وقت کباب پزون یا وقت اذون صبح یا ظهر دقیق یادم نیست ولی یادمه اذان مغرب نبود و دقیق یادمه دنیا اومدم 🤔

و اما جناب ابراهیم ...

این چه کاری بود مرد حسابی ...

اومد و خدا جلوی کشتار و قتل و جنایت رو‌نمیگرفت ...

اومد و قوچ و میش و گوسفند رو نمیفرستاد ...

اصلا اومد و میش ها اون سال مثل میش های مردم خوزستان ، از تشنگی و بی آبی تلف شده بودند ...

چه خاکی میخواستی سرت کنی ...

الان بجرم بچه کشی ، تحت تعقیب دادگاه تاریخ نبودی ؟

اصلا فرض تاریخ و خود خدا ، کاری بهت نداشت ، مثل قتل حضرت موسی که اون قبطی رو زد و کشت و فرار کرد و رفت کنعان و شد داماد شعیب و بعد هم به مقام پیامبری نائل شد ...

تکلیف نسل بشر چی میشد ...؟😳🤔

خب ، همین بنده ، اگر بنا بر کشتن فرزند پسر بود ، بابای منم همون سال گلوی منو پخ پخ و ذبح عظیم و ...

نمی‌دونم مشکل از دم و دستگاه خداست یا سیستم نبوت مشکل داره ...

خب ابراهیم جان ، نمیشد مثلا بجای کشتن اقدام به کاشتن کرد ؟

نه ؟😳🤔

عه 😳

پس چی میگن پیامبر اسلام گفته هر که درختی بکاره فلان شود فلان شود ...

یا نمیشد بجای کشتن گوسفند ، مثلا پرنده ای ، کبوتری ... آزاد کرد ؟ 

نه ؟

عه 😳

پس چرا اینهمه از آزادی و آزاد کردن و ... سخن گفته میشه ...

چرا هر چه داعش و طالبان و ... هست نظرش به نظر مبارک عقیده ی علمای ما نزدیکه ؟!🤔😳🤭