مرغ سحر ...
مرغکی بود در سحر ، خوش نغمه خوان ...
هر سحر تا نیمه شب بود نغمه خوان ...
مرغ دل بود و چو مرغان خوش نوا ...
در نبرد عقل و دل بود خوش نوا ...
همچو مرغان سحر در هر سحر ...
نغمه میخوانْد از سحر تا هر سحر ...
سوز دل در نغمه خوانی دل فروز ...
نغمه خوانی ها همه پر آه و سوز ...
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم تیر ۱۴۰۰ ساعت 3:29 توسط آقا جون (جویا ) ...
|
به رنگ آبی لاجوردی دریا و آسمان انتظار بی انتها ...