نوبت اول ...

چند سال پیش که این عکس را بترتیب برادرا گرفتیم ، پیش خودم فکر می کردم و جورایی یقین داشتم نفر اول از جمع برادرانم من عازم سفر پرواز بدون بازگشت به دنیای دیگه میشم ، هر چند در صف نفر سوم بودم ...
ولی دست اجل دست بر شانه ی نفر اول گذاشت و محمد را آسمانی کرد و رضا ، علی ، محمود ، کوروش و داریوش فعلا داغدار و در نوبت انتظار تا صور اسرافیل برای کدامین بصدا در آید و نام مرا بخواند ... یقین وقتی نفر اول ، اول رفت ، اینبار نفر دوم ، دومین نفر از باقیماندگان در صف ، نوبت من خواهد بود ...
پ ن ...
نفر هفتم آخرین برادرم مهدی در عکس نیست ...
+ نوشته شده در سه شنبه یکم تیر ۱۴۰۰ ساعت 16:33 توسط آقا جون (جویا ) ...
|
به رنگ آبی لاجوردی دریا و آسمان انتظار بی انتها ...