پرواز پرنده ...

پرنده وقتی باد میوزه ، بال بال میزنه ، بال و پر میزنه ، نسیم که میافته زیر بال و پرش ، حس سبکی میکنه ، حس دلتنگی میکنه و دلش میگیره واسه پریدن ...
یادش میاد دلش می خواد نمونه ، بره ...
بودن و پایبندی را دوست نداره ...
موندن براش حس قفس داره ...
ذهن و دل آدمی هم همینه ...
دنبال آزادی می گرده ...
حس خفگی میکنه از موندن ...
مثل پرنده ، سایه سار درخت را هم برای همیشه نمیخواد ، چون پایبندی ایجاد میکنه ...
نمیخواد لونه و آشیانه روی یک درخت داشته باشه واسه همیشه ی عمر ...
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم خرداد ۱۴۰۰ ساعت 17:40 توسط آقا جون (جویا ) ...
|
به رنگ آبی لاجوردی دریا و آسمان انتظار بی انتها ...