https://s19.picofile.com/file/8434434134/IMG_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B5%DB%B2%DB%B3_%DB%B1%DB%B4%DB%B3%DB%B1%DB%B3%DB%B9.jpg

هر قدم در هر نفس ِ بوی گل ناب تو در ساحل زیبای خیالم به خیالت گل خوشبوی دو‌چشمان سیاهت که به کاشانه ی دل عطر بهار ِ گل لیموی بهاری به نم ِ برگ یکی نخل بلند در بغل ساحل زیبای قناری به صدای لب خندان ِ یکی چهره ی چون حوری و چون شعر و غزل از لب نی با قدح و جام شراب و خم ابروی کمند و به سرانگشت ستاره که همه در پی ِ گیسوی پریشان تو در باد و نسیم و لب ساحل شده چون شعر پری روی خیال و به میان موج دریای توهم زده از عشق تو چون بوسه به شنهای کف پای بلوری و به دستان پر از مهر تو صد بوسه ی پر ناز و تمنای وصال و شب زیبای یکی کلبه ی بارانی و دریای پر از ماهی زیبای طلایی و یکی مخمل سرخ‌فام و یکی تور عروس بر سر آن خفته ی زیبا که بخفت بر لب دریای هزار موج و بزد بوسه بر آن خط لب دختر عاشق که در بازی عشق چشم به تمنای وصال در هوس جام بلورین نگاه و به هزار وسوسه ی عطر تن دختر زیبای بیابان که به دل شوق نگاه داشته به آفتاب زمستانی و گرمای یکی چشمه ی پر شعر و غزل تا به سحر لب بنهد بر لب ساقی و به ساغر بشود کهنه پرست تا که شود مست خراباتی و چون ماه شب چارده از آتش نهراسد بشود همچو یکی مینو به بازار تمنای وصال و شب شعر و غزل و جام شراب و همه در سجده ی آخر بشوند غرق به آغوش خیالش ...