عشق ...

عشق از اون مقوله هایی ست که بشر در تعبیر و تفسیر و تعریف آن مونده ...
گاهی فکر میکردم یکی از بهترین تعابیر و تعریفها از عشق اینه ... عشق یعنی تو بمانی ، من برم ...
ویدیو کلیپی دیدم عشق رو جور دیگه دیدم ...
پسره با نامزدش سوار بر ماشین جیپ تویوتا کالسکه ای که باربند هم داره ، میان خارج شهر ، وارد جاده فرعی کوهستانی میشن و لبه ی ارتفاع که مشرف بر طبیعی زیباست ، سوار بر ابرها ، پسره شروع به خوندن میکنه و دختره هم حس و حال قشنگی داره ولی شیطنت خاصی در نگاه و خنده هاش دیده میشه ...
دختره میشینه پشت فرمون و پسره ماشین رو هل میده و روشن میشه ...
حالا دختره با ماشین نرم نرم در حال حرکت و پسره هم در حال خوندن میره که سوار بشه ...
پسره میبینه دختره همینجور داره میره و وانمی ایسته ...
کمکم ماشین وارد جاده اصلی میشه و پسره همینجور میخونه و پشت سرش میاد ...
پسره پیاده میاد و میاد و شب میشه ، خسته و از پای افتاده میرسه توی کوچه و می بینه دختره دم در خونه سوئیچ بدست جلو ماشین ایستاده و با همون خنده ی قشنگ شیطنت آمیز و عاشقانه به پسره نگاه میکنه و انکار با لب و چشم لبخند میزنه ...
پسره هم عاشقانه نگاهش میکنه ...
با نگاهش میگه تو که منو کشتی ... عاشقتم ...💕
عشق رو در همون شوخی واقعی دیدم و ظرفیت پسره و شیطنت قشنگ دختره ...
به رنگ آبی لاجوردی دریا و آسمان انتظار بی انتها ...