دوش ...
دوش دیدم که تو باز مست و پریشان شده ای ...
غرق رؤیا و خیال ، مات و پشیمان شده ای ...
در خیال و به گمان ، راهی به دریای وصال ...
در میان دل و جان ، هم دل و جانان شده ای ...
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۹ ساعت 3:5 توسط آقا جون (جویا ) ...
|
به رنگ آبی لاجوردی دریا و آسمان انتظار بی انتها ...